پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت روستای عربی. لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
هر هفته یک داستان از بچه های روستا(قسمت پنجم)
نوشته شده در سه شنبه 24 آذر 1394
ساعت : 11:37 ب.ظ
نویسنده : آقای لطیفی نیا
Image result for ‫عکس نجاری‬‎

پسرک نجار

 

روزها سپری می شد، انگار کسی از  زندگیش رفته بود. پسرک  نجار معروف شهر،  در حسرت تنهایی خویش غوطه ور بود، پیتر ، تنها آرزویش، داشتن یک زندگی بی دغدغه و سرشار از محبت بود، اما حیف  که  روزگار برگ زندگیش را  چنان ورق زده بود، که ناچار شد باقیمانده زندگیش را به تازیدن اسب آرزوهایش بگذراند.

ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: داستان , روستای عربی , عربی , نویسنده ,
 



ساعت : 11:15 ب.ظ
نویسنده : آقای لطیفی نیا


نجوای بهشتی

پیراهنش را پوشید همان پیراهنی که پدرش به او هدیه داده بود. هیچگاه یاد و خاطره ای  پدر را که هدیه داده بود از یادش  نمی رود.یک غروب سرد زمستانی، پدر در حیاط را باز کرد  و بسته ای  در دست داشت، کادو پیچ نشده بود، اما رنگ جالب پیراهن،  گواه بر بی آلایشی پدر و با ارزشی بودن کادو را فریاد می زد......


ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: داستان , روستای عربی , عربی , نویسنده ,
 



هر هفته یک داستان از بچه های روستا(قسمت سوم)
نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان 1394
ساعت : 12:50 ق.ظ
نویسنده : آقای لطیفی نیا

Image result for ‫عبور خط راه اهن از مزرعه‬‎

مزرعه آقای دیموند

خورشید تابان نور مهرش  را به همه جا گسترانیده بود. برگ های سبز و گل های  زرد آفتابگردان با آن ابهت همیشگی  رو به خورشید چشمک  می زدند و با زبان بی زبانی به معشوق خود عشوه و ناز حواله می کردند.

هوای  دهکده مملو از هوای  پاک و تمیز بود، گله های گاوها، گوسفندها و بزها به ترتیب  و طبق روال روزمره در چراگاه آقای "دیموند" مشغول چرا بودند. مزرعه و چراگاه آقای دیموند به علت حاصلخیزی خاکش و داشتن وسعت زیادش محل خوبی برای چرای دام های دهکده کوچک "کسل کمپ" بود.....


ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: داستان , روستای عربی , عربی , نویسنده ,
 



هر هفته یک داستان از بچه های روستا
نوشته شده در سه شنبه 12 آبان 1394
ساعت : 11:57 ب.ظ
نویسنده : آقای لطیفی نیا
 از این هفته،  یک داستان که نوشته یکی از نویسندگان روستا است جهت مطالعه داستان دوستان نمایش داده می شود  .دوستانی که در مورد داستان نظری دارند می توانند در قسمت نظرات، مطالب خود را جهت انتقال به نویسنده بنویسند . نظرات شما مایع دلگرمی و راهنمایی ما خواهد بود 

بزرگوارانی که اهل نوشتن هستند می توانند از طریق ایمیل و واتس آپ داستان های کوتاه خود را جهت انتشار  درسایت روستا ارسال نمایند
ایمیل:alireza1367@mail.com
شماره واتس آپ: 09170862578
 داستان این هفته 

Image result for ‫کربلا‬‎
آتش حق

ظهر شده بود،توانای ایستادن روی پاهایش را نداشت وتنها زمزمه زبانش شهادت وپیوستن دررکاب پدر و جد عزیزش بود. اسب وفادارش هم از بس که بر دشمن تاخته بود، آثار خستگی و تشنگی را می توان درچهره اش مشاهده نمود. حالاتنها مانده بود با هزاران تفکر و اندیشه، با دهها خیمه نشین که می دانست در چنگال یزیدیان آسایش نخواهند داشت..........


ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: نویسنده , داستان , کوتاه , داستان کوتاه , روستای عربی , عربی , ارسال داستان ,